زنی که در ازای دریافت حقوق، در یک شرکت یا مؤسسه بهعنوان کارمند مشغول است.
مثالهای طبیعی
Eine Angestellte der Bank erklärt mir das Formular.
یکی از کارمندان زن بانک فرم را برایم توضیح میدهد.
Ich spreche mit der Angestellten an der Rezeption.
با کارمند زنِ پذیرش صحبت میکنم.
Die neue Angestellte beginnt ihre Arbeit am Montag.
کارمند زنِ جدید از دوشنبه کارش را شروع میکند.
نکتهٔ کاربردی
این اسمشدهٔ صفت، پایان متغیر دارد: eine Angestellte و mit einer Angestellten. جمع بدون حرف تعریف Angestellte و با حرف تعریف die Angestellten است.
درس کوتاه: Angestellte
زنی که در ازای دریافت حقوق، در یک شرکت یا مؤسسه بهعنوان کارمند مشغول است. این اسمشدهٔ صفت، پایان متغیر دارد: eine Angestellte و mit einer Angestellten. جمع بدون حرف تعریف Angestellte و با حرف تعریف die Angestellten است.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Angestellte» مطابقت دارد؟
