معنی ۱neutral · 80%
آسیبپذیر؛ قابل انتقاد
مثالهای طبیعی
Ohne Belege bleibt die Behauptung angreifbar.
بدون مدرک این ادعا همچنان قابل خدشه است.
Die ungesicherte Datenbank ist von außen angreifbar.
پایگاه داده بدون حفاظت در برابر حملات بیرونی آسیبپذیر است.
Seine widersprüchlichen Aussagen machten ihn politisch angreifbar.
اظهارات متناقض او را از نظر سیاسی آسیبپذیر کرد.
نکتهٔ کاربردی
در کاربرد این مدخل به بافت و ترکیبهای رایج توجه کنید.
