فردی که از یک ایدهٔ سیاسی، جنبش، نظریه، سازمان یا چهره حمایت میکند
مثالهای طبیعی
Die Reform hat sowohl Anhänger als auch entschiedene Gegner.
این اصلاحات هم طرفدار دارد و هم مخالفان جدی.
Der Regisseur hat besonders unter jungen Zuschauern viele Anhänger.
این کارگردان بهویژه میان تماشاگران جوان طرفداران زیادی دارد.
Anhänger der Theorie verweisen auf mehrere aktuelle Studien.
طرفداران این نظریه به چند پژوهش جدید اشاره میکنند.
نکتهٔ کاربردی
موضوع حمایت اغلب با حالت اضافی یا von میآید: Anhänger der Partei / Anhänger von Reformideen
