معنی ۱neutral · 85%
روی چیزی در صفحهٔ کامپیوتر یا موبایل کلیک کردن
مثالهای طبیعی
Klicken Sie zuerst den blauen Button an.
اول دکمهٔ آبی را کلیک کنید.
Klick den fremden Link nicht an.
روی لینک ناشناس کلیک نکن.
Ich habe das Foto aus Versehen angeklickt.
من اشتباهی روی عکس کلیک کردم.
نکتهٔ کاربردی
در گفتار روزمره klicken هم رایج است. anklicken بیشتر روی انتخاب یک مورد مشخص تأکید دارد.
ترکیبهای رایج
— روی دکمه کلیک کردن

