معنی ۱neutral · 88%
چراغ، دستگاه یا ماشین را روشن کردن
مثالهای طبیعی
Mach bitte das Licht an.
لطفاً چراغ را روشن کن.
Kannst du den Fernseher anmachen?
میتوانی تلویزیون را روشن کنی؟
Ich habe das Radio angemacht.
من رادیو را روشن کردم.
نکتهٔ کاربردی
anmachen در گفتار روزمره رایج است. نقطهٔ مقابل آن برای خاموش کردن ausmachen است.
ترکیبهای رایج
— چراغ را روشن کردن

