بهسوی یک شخص یا چیز حرکت کردن و فاصلهٔ مکانی خود را با آن کاهش دادن.
مثالهای طبیعی
Das Boot nähert sich langsam dem Steg an.
قایق آرام به اسکله نزدیک میشود.
Wir haben uns der Hütte von Süden angenähert.
از سمت جنوب به کلبه نزدیک شدیم.
Die Fotografin nähert sich dem Tier vorsichtig an.
عکاس بااحتیاط به حیوان نزدیک میشود.
نکتهٔ کاربردی
این کاربرد بازتابی است: sich einer Sache annähern با داتیو؛ ساخت an با آکوزاتیو هم ممکن است. پرفکت آن hat sich angenähert است.
درس کوتاه: annähern
بهسوی یک شخص یا چیز حرکت کردن و فاصلهٔ مکانی خود را با آن کاهش دادن. این کاربرد بازتابی است: sich einer Sache annähern با داتیو؛ ساخت an با آکوزاتیو هم ممکن است. پرفکت آن hat sich angenähert است.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «annähern» مطابقت دارد؟
