حرکت بهسوی شخص یا چیزی که باعث کاهش فاصلهٔ مکانی با آن میشود.
مثالهای طبیعی
Die Annäherung des Schiffes ist vom Strand aus sichtbar.
نزدیک شدن کشتی از ساحل دیده میشود.
Bei der Annäherung an das Tor bremst der Fahrer.
راننده هنگام نزدیک شدن به دروازه ترمز میکند.
Das Reh bemerkt die Annäherung der Wanderer.
شوکا متوجه نزدیک شدن کوهنوردان میشود.
نکتهٔ کاربردی
مقصد اغلب با an و آکوزاتیو میآید: die Annäherung an das Ufer. این اسم مؤنث در اینجا فرایندی مکانی را توصیف میکند.
درس کوتاه: Annäherung
حرکت بهسوی شخص یا چیزی که باعث کاهش فاصلهٔ مکانی با آن میشود. مقصد اغلب با an و آکوزاتیو میآید: die Annäherung an das Ufer. این اسم مؤنث در اینجا فرایندی مکانی را توصیف میکند.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Annäherung» مطابقت دارد؟
