معنی ۱neutral · 80%
وقایعنامهها
مثالهای طبیعی
Der Sieg ging in die Annalen des Sports ein.
این پیروزی در تاریخ ورزش ثبت شد.
Die Annalen des Klosters berichten von einer Dürre.
وقایعنامههای صومعه از خشکسالی خبر میدهند.
In den Annalen der Stadt wird das Jahr ausführlich beschrieben.
آن سال در وقایعنامههای شهر بهتفصیل آمده است.
نکتهٔ کاربردی
در کاربرد این مدخل به بافت و ترکیبهای رایج توجه کنید.
