معنی ۱neutral · 90%
حملهای برنامهریزیشده و خشونتآمیز با هدف وارد کردن آسیب جدی
مثالهای طبیعی
Die Polizei untersucht den Anschlag vom Wochenende.
پلیس حملهٔ آخر هفته را بررسی میکند.
Die Behörden konnten einen geplanten Anschlag verhindern.
مقامات توانستند از یک حملهٔ برنامهریزیشده جلوگیری کنند.
Nach dem Anschlag wurden die Sicherheitsmaßnahmen verstärkt.
پس از حمله تدابیر امنیتی افزایش یافت.
نکتهٔ کاربردی
این اسم در خبرها و موضوعهای امنیتی رایج است.

