بهکارگیری نیروی جسمی یا ذهنی برای رسیدن به هدفی مشخص یا غلبه بر یک دشواری.
مثالهای طبیعی
Nur mit großer Anstrengung erreichte sie den Gipfel.
او فقط با تلاش زیاد به قله رسید.
Die Lösung des Rätsels erforderte geistige Anstrengung.
حل معما به تلاش ذهنی نیاز داشت.
Unsere Anstrengungen zur Verbesserung des Kurses haben sich gelohnt.
تلاشهایمان برای بهبود دوره نتیجه داده است.
نکتهٔ کاربردی
ترکیبهای mit großer Anstrengung و Anstrengungen unternehmen رایجاند. مفرد اغلب بر صرف نیرو و جمع بر چند تلاش هدفمند تأکید میکند.
درس کوتاه: Anstrengung
بهکارگیری نیروی جسمی یا ذهنی برای رسیدن به هدفی مشخص یا غلبه بر یک دشواری. ترکیبهای mit großer Anstrengung و Anstrengungen unternehmen رایجاند. مفرد اغلب بر صرف نیرو و جمع بر چند تلاش هدفمند تأکید میکند.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Anstrengung» مطابقت دارد؟
