معنی ۱neutral · 86%
همدردی و همدلی با کسی که در رنج، سوگ یا گرفتاری است.
مثالهای طبیعی
Nach dem Unglück bekundeten viele Menschen ihre Anteilnahme.
پس از حادثه، افراد زیادی همدردی خود را ابراز کردند.
Ihre aufrichtige Anteilnahme half der Familie.
همدردی صمیمانهٔ او به خانواده کمک کرد.
Der Bürgermeister sprach den Angehörigen seine Anteilnahme aus.
شهردار به بستگان تسلیت و همدردی خود را ابراز کرد.
نکتهٔ کاربردی
Anteilnahme همدردی با رنج دیگران است؛ Anteilnahme zeigen یعنی ابراز همدردی.
