معنی ۱neutral · 86%
فردی که مالک سهم یا بخشی از سهام یک شرکت است.
مثالهای طبیعی
Die Anteilseigner stimmten über die Fusion ab.
سهامداران دربارهٔ ادغام رأی دادند.
Große Anteilseigner forderten mehr Transparenz.
سهامداران بزرگ خواستار شفافیت بیشتر شدند.
Jeder Anteilseigner erhielt eine Einladung zur Versammlung.
هر سهامدار دعوتنامهای برای مجمع دریافت کرد.
نکتهٔ کاربردی
Anteilseigner سهامدار شرکت است، نه صرفاً کارمند یا مدیر آن.
