معنی ۱neutral · 90%
مرد متخصص حقوقی که در مسائل قانونی مشاوره میدهد یا از افراد نمایندگی میکند
مثالهای طبیعی
Ich möchte zuerst mit einem Anwalt sprechen.
میخواهم ابتدا با یک وکیل صحبت کنم.
Der Anwalt vertritt seinen Mandanten vor Gericht.
وکیل از موکلش در دادگاه نمایندگی میکند.
Ein Anwalt prüfte den Vertrag vor der Unterschrift.
یک وکیل قرارداد را پیش از امضا بررسی کرد.
نکتهٔ کاربردی
شکل مؤنث Anwältin و جمع مذکر Anwälte است.

