چیزی را به سوختن انداختن تا شعلهای ایجاد شود یا به سوختن ادامه دهد.
مثالهای طبیعی
Zum Abendessen zünden wir eine Kerze an.
برای شام یک شمع روشن میکنیم.
Hast du das Feuer im Kamin schon angezündet?
آتش شومینه را روشن کردهای؟
Sie zündet die Geburtstagskerzen erst kurz vor dem Singen an.
او شمعهای تولد را درست قبل از آواز خواندن روشن میکند.
نکتهٔ کاربردی
فعل جداشدنی و باقاعده است: zündet an، zündete an و hat angezündet. شمع را anzünden میکنیم؛ چراغ برقی را einschalten میکنیم.
درس کوتاه: anzünden
چیزی را به سوختن انداختن تا شعلهای ایجاد شود یا به سوختن ادامه دهد. فعل جداشدنی و باقاعده است: zündet an، zündete an و hat angezündet. شمع را anzünden میکنیم؛ چراغ برقی را einschalten میکنیم.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «anzünden» مطابقت دارد؟
