معنی ۱neutral · 90%
میوهٔ گرد مرکبات با پوست نارنجی و گوشت آبدار و ترشوشیرین.
مثالهای طبیعی
Ich hätte gern vier saftige Apfelsinen für den Nachtisch.
برای دسر چهار پرتقال آبدار میخواهم.
Mila presste zwei Apfelsinen aus und mischte den Saft mit Wasser.
میلا آب دو پرتقال را گرفت و با آب مخلوط کرد.
Während er Mandarinen bevorzugt, isst sie lieber Apfelsinen.
او نارنگی را ترجیح میدهد، اما آن زن پرتقال را بیشتر دوست دارد.
نکتهٔ کاربردی
بسامد این واژه منطقهای است و Orange در سراسر مناطق آلمانیزبان شناختهشده است.
