معنی ۱neutral · 86%
با جدیت و اصرار از کسی خواستن کاری انجام دهد.
مثالهای طبیعی
Die Ärztin appellierte an die Menschen, Blut zu spenden.
پزشک از مردم خواست خون اهدا کنند.
Er appellierte an den Gemeinderat, die Schule zu erhalten.
او از شورای شهر خواست مدرسه را حفظ کند.
Die Organisation appelliert an die Regierung, rasch zu handeln.
این سازمان از دولت میخواهد سریع اقدام کند.
نکتهٔ کاربردی
appellieren معمولاً با an و آکوزاتیو برای درخواست مؤکد از کسی میآید.
