کار یا شغلی که کسی برای کسب درآمد انجام میدهد
مثالهای طبیعی
Ich fahre jeden Morgen zur Arbeit.
من هر صبح به سرِ کار میروم.
Meine Arbeit endet heute um fünf Uhr.
کار من امروز ساعت پنج تمام میشود.
Mein Bruder sucht Arbeit in Berlin.
برادرم در برلین دنبال کار میگردد.
نکتهٔ کاربردی
برای «رفتن سرِ کار» در آلمانی معمولاً zur Arbeit gehen یا fahren بهکار میرود. Arbeit suchen یعنی «دنبال کار گشتن».

