معنی ۱neutral · 88%
دارای شغل بودن یا در حال انجام کار بودن
مثالهای طبیعی
Die Studie vergleicht arbeitende Eltern mit nicht erwerbstätigen Eltern.
این پژوهش والدین شاغل را با والدین غیرشاغل مقایسه میکند.
Im Großraumbüro saßen konzentriert arbeitende Teams an langen Tischen.
در دفتر باز، تیمهایی که با تمرکز کار میکردند پشت میزهای بلند نشسته بودند.
Die neue Regelung soll vor allem arbeitende Studierende finanziell entlasten.
مقررات جدید قرار است بیشتر فشار مالی دانشجویان شاغل را کم کند.
نکتهٔ کاربردی
برای بیان عمومی وضعیت اشتغال، berufstätig اغلب طبیعیتر از arbeitend است.
