بیکار؛ بدون شغل
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
بیکار
Հայերեն
գործազուրկ
gortsazurk
مثالهای طبیعی
Mein Bruder ist seit einem Monat arbeitslos.
برادرم یک ماه است بیکار است.
Die arbeitslose Frau sucht einen neuen Job.
زن بیکار دنبال یک شغل جدید میگردد.
