Arbeitslosigkeit
C2اسمبیکاری، بی کاری، عدم اشتغال
JadoLearn Dictionary
Arbeitslosigkeit یعنی بیکاری. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
بیکاری، بی کاری، عدم اشتغال
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
بیکاری، بی کاری، عدم اشتغال
بیکاری، بی کاری، عدم اشتغال
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
خطه، سرزمین، قلمرو
استوار، دج، متقن
استوار، دج، متقن
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.