وضعیت نداشتن شغل درآمدزا با وجود تمایل به کار کردن.
مثالهای طبیعی
Nach einem Jahr Arbeitslosigkeit hat Samira endlich eine Stelle gefunden.
سمیرا پس از یک سال بیکاری بالاخره شغل پیدا کرده است.
Seit Beginn seiner Arbeitslosigkeit plant er seine Ausgaben besonders genau.
از شروع بیکاریاش هزینههایش را با دقت بیشتری برنامهریزی میکند.
Soll dieses Ausbildungsprojekt helfen, Arbeitslosigkeit zu vermeiden?
آیا قرار است این طرح آموزشی به پیشگیری از بیکاری کمک کند؟
نکتهٔ کاربردی
این اسم هم وضعیت یک فرد و هم یک مشکل اجتماعی را بیان میکند. برای توصیف خود شخص از arbeitslos استفاده میشود.

