نمونهای از کار انجامشده یا سفارشی که توانایی و کیفیت کار فرد را نشان میدهد.
مثالهای طبیعی
Der Bewerber fügte seinem Lebenslauf drei Arbeitsproben aus früheren Projekten bei.
متقاضی سه نمونهکار از پروژههای پیشین را به رزومهاش پیوست کرد.
Die Redaktion verlangte eine Arbeitsprobe, bevor sie über das Praktikum entschied.
تحریریه پیش از تصمیم دربارهٔ دورهٔ کارآموزی یک نمونهکار خواست.
Ihre sorgfältig gefertigte Holzschatulle überzeugte die Jury als Arbeitsprobe.
جعبهٔ چوبیِ دقیقساخت او بهعنوان نمونهکار داوران را تحت تأثیر قرار داد.
نکتهٔ کاربردی
نمونهکار یک نتیجهٔ واقعی را نشان میدهد، نه صرفاً فهرستی از مهارتها.
