با آوردن دلیل از نظر یا موضعی حمایت کردن، یا با ایرادهای مستدل با آن مخالفت کردن.
مثالهای طبیعی
Sie argumentiert mit konkreten Beispielen aus dem Alltag.
او با مثالهای مشخص از زندگی روزمره استدلال میکند.
Wir argumentieren für eine längere Öffnungszeit der Bibliothek.
برای طولانیتر شدن ساعت کار کتابخانه استدلال میکنیم.
Warum argumentierst du gegen diesen Vorschlag?
چرا علیه این پیشنهاد استدلال میکنی؟
نکتهٔ کاربردی
فعل پایانیافته به -ieren در پرفکت ge- نمیگیرد: hat argumentiert. با für یا gegen و آکوزاتیو میآید؛ streiten میتواند صرفاً دعوا کردن باشد.
درس کوتاه: argumentieren
با آوردن دلیل از نظر یا موضعی حمایت کردن، یا با ایرادهای مستدل با آن مخالفت کردن. فعل پایانیافته به -ieren در پرفکت ge- نمیگیرد: hat argumentiert. با für یا gegen و آکوزاتیو میآید؛ streiten میتواند صرفاً دعوا کردن باشد.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «argumentieren» مطابقت دارد؟
