معنی ۱neutral · 89%
زیور حلقهای و نسبتاً سفت که دور مچ یا ساعد بسته میشود.
مثالهای طبیعی
Sie kaufte auf dem Kunsthandwerkermarkt einen schmalen Armreif aus Kupfer.
او در بازار صنایعدستی النگویی باریک از مس خرید.
Ein verzierter Armreif aus Silber lag in der beleuchteten Vitrine.
النگویی نقرهای و نقشدار در ویترین روشن قرار داشت.
Der Armreif war zu eng, deshalb konnte sie ihn nicht über die Hand streifen.
النگو خیلی تنگ بود و او نتوانست آن را از دستش رد کند.
نکتهٔ کاربردی
Armband میتواند نرم و انعطافپذیر باشد، اما Armreif بیشتر به حلقهٔ نسبتاً سفت اشاره میکند.
