فردی که بهطور جدی برای به دست آوردن جایگاه، عنوان یا مسئولیتی تلاش میکند.
مثالهای طبیعی
Der junge Aspirant auf den Vorsitz stellte sein Programm öffentlich vor.
نامزد جوانِ ریاست برنامهٔ خود را علناً معرفی کرد.
Unter den Aspiranten für die Direktorenstelle waren mehrere erfahrene Fachleute.
در میان داوطلبانِ سمت مدیریت چند متخصص باتجربه هم بودند.
Trotz guter Empfehlungen erhielt der Aspirant die begehrte Stelle nicht.
با وجود توصیهنامههای خوب، آن داوطلب به جایگاه مطلوب دست نیافت.
نکتهٔ کاربردی
لحن رسمی دارد؛ Aspirant für با آکوزاتیو رایج است و auf با آکوزاتیو هم درست است.
