فردی که در انجام کارهای تخصصی، سازمانی یا عملی، بهصورت حرفهای از شخص دیگری پشتیبانی میکند.
مثالهای طبیعی
Der Assistent bereitet die Unterlagen für das Gespräch vor.
دستیار مدارک جلسه را آماده میکند.
Bitte vereinbaren Sie den Termin mit meinem Assistenten.
لطفاً وقت ملاقات را با دستیارم هماهنگ کنید.
Im Labor arbeitet sie mit zwei Assistenten zusammen.
او در آزمایشگاه با دو دستیار همکاری میکند.
نکتهٔ کاربردی
اسم صرف ضعیف دارد: den Assistenten، dem Assistenten و des Assistenten. جمع Assistenten و صورت مؤنث Assistentin است.
درس کوتاه: Assistent
فردی که در انجام کارهای تخصصی، سازمانی یا عملی، بهصورت حرفهای از شخص دیگری پشتیبانی میکند. اسم صرف ضعیف دارد: den Assistenten، dem Assistenten و des Assistenten. جمع Assistenten و صورت مؤنث Assistentin است.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Assistent» مطابقت دارد؟
