بخش چوبی و نسبتاً ضخیم یک درخت که از تنه یا شاخهای بزرگتر منشعب میشود.
مثالهای طبیعی
Eine Elster baut ihr Nest auf einem dicken Ast.
یک زاغی لانهاش را روی شاخهای ضخیم میسازد.
Nach dem Sturm lag ein Ast auf dem Weg.
بعد از طوفان شاخهای روی مسیر افتاده بود.
Für die Dekoration verwenden wir einen trockenen Ast.
برای تزئین از یک شاخهٔ خشک استفاده میکنیم.
نکتهٔ کاربردی
جمع با اوملاوت ساخته میشود: Äste؛ گنتیو des Astes است. Zweig معمولاً به شاخهٔ نازکتر و کوچکتر گفته میشود.
درس کوتاه: Ast
بخش چوبی و نسبتاً ضخیم یک درخت که از تنه یا شاخهای بزرگتر منشعب میشود. جمع با اوملاوت ساخته میشود: Äste؛ گنتیو des Astes است. Zweig معمولاً به شاخهٔ نازکتر و کوچکتر گفته میشود.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Ast» مطابقت دارد؟
