معنی ۱neutral · 82%
هوایی که انسان یا جانور هنگام تنفس به درون ریه میبرد و دوباره بیرون میدهد.
مثالهای طبیعی
In der kalten Luft ist mein Atem sichtbar.
در هوای سرد نفسم دیده میشود.
Für das Foto hält er kurz den Atem an.
برای عکس گرفتن، یک لحظه نفسش را نگه میدارد.
Nach dem Treppensteigen bin ich außer Atem.
بعد از بالا رفتن از پلهها نفسم بریده است.
نکتهٔ کاربردی
Atem جمع ندارد؛ برای نفسهای جداگانه Atemzüge میگوییم. ترکیبهای den Atem anhalten و außer Atem sein رایجاند.
درس کوتاه: Atem
هوایی که انسان یا جانور هنگام تنفس به درون ریه میبرد و دوباره بیرون میدهد. Atem جمع ندارد؛ برای نفسهای جداگانه Atemzüge میگوییم. ترکیبهای den Atem anhalten و außer Atem sein رایجاند.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Atem» مطابقت دارد؟
