واقعیت، وضعیت یا ویژگیای را براساس ارزیابی تخصصی بهصورت رسمی تأیید کردن.
مثالهای طبیعی
Der Arzt attestierte ihr nach der Untersuchung eine vorübergehende Arbeitsunfähigkeit.
پزشک پس از معاینه برای او ناتوانی موقت از کار را گواهی کرد.
Die Gutachterin attestierte dem Gebäude erhebliche Sicherheitsmängel.
کارشناس وجود نقصهای ایمنی جدی در ساختمان را بهطور رسمی تأیید کرد.
Unabhängige Prüfer attestierten dem Material eine hohe Belastbarkeit.
بازرسان مستقل استحکام بالای آن ماده را تأیید کردند.
نکتهٔ کاربردی
در بافت رسمی و کارشناسی میآید و ویژگیِ تأییدشده مفعول آکوزاتیو است.
