معنی ۱neutral · 90%
جذاب، دلنشین یا مطلوب
مثالهای طبیعی
Die Stadt ist für junge Familien sehr attraktiv.
این شهر برای خانوادههای جوان بسیار جذاب است.
Die Firma bietet attraktive Arbeitsbedingungen und flexible Zeiten.
شرکت شرایط کاری جذاب و ساعات انعطافپذیر ارائه میدهد.
Sie findet ihn freundlich und attraktiv.
او به نظرش فردی دوستانه و جذاب است.
نکتهٔ کاربردی
attraktiv درجهپذیر است و شکل مقایسهای attraktiver و عالی am attraktivsten دارد.

