بسیار فراتر از سطح یا اندازهٔ معمول و چشمگیر.
مثالهای طبیعی
Die Sanitäterin reagierte mit außerordentlicher Ruhe.
امدادگر با آرامشی فوقالعاده واکنش نشان داد.
Der Bericht ist außerordentlich präzise.
گزارش بهطرز فوقالعادهای دقیق است.
Das Orchester spielte außerordentlich präzise zusammen.
ارکستر با دقتی فوقالعاده هماهنگ نواخت.
نکتهٔ کاربردی
این واژه میتواند پیش از اسم صرف شود یا بدون تغییر شدت صفتها و فعلها را برساند. صورتهای تفضیلی و عالی ممکناند، اما کمکاربردترند.
درس کوتاه: außerordentlich
بسیار فراتر از سطح یا اندازهٔ معمول و چشمگیر. این واژه میتواند پیش از اسم صرف شود یا بدون تغییر شدت صفتها و فعلها را برساند. صورتهای تفضیلی و عالی ممکناند، اما کمکاربردترند.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «außerordentlich» مطابقت دارد؟
