موقعیتی را کاملاً اشتباه فهمیدن یا بر پایهٔ فرضی غلط پیشرفتن.
مثالهای طبیعی
Wenn du glaubst, ich stimme zu, bist du auf dem falschen Dampfer.
اگر فکر میکنی موافقت میکنم، کاملاً در اشتباهی.
Mit dieser Vermutung war die Polizei auf dem falschen Dampfer.
پلیس با این فرض در مسیر اشتباهی بود.
Wer hier schnelle Gewinne erwartet, ist auf dem falschen Dampfer.
هرکس اینجا انتظار سود سریع دارد، در اشتباه است.
نکتهٔ کاربردی
auf dem falschen Dampfer sein اصطلاح خودمانی برای برداشت کاملاً اشتباه از موقعیت است.
