معنی ۱neutral · 80%
در کمین بودن
مثالهای طبیعی
Der Fuchs lag hinter dem Zaun auf der Lauer.
روباه پشت حصار در کمین نشسته بود.
Die Fotografen lagen vor dem Hotel auf der Lauer.
عکاسها جلوی هتل کمین کرده بودند.
Betrüger liegen bei solchen Angeboten oft auf der Lauer.
کلاهبردارها اغلب در کمین چنین پیشنهادهایی هستند.
نکتهٔ کاربردی
در کمین بودن
