auf die Bremse treten
A2فعلمرغک، وول خوردن، متلاطم شدن
JadoLearn Dictionary
auf die Bremse treten یعنی مرغک. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
مرغک، وول خوردن، متلاطم شدن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
غلتگاه، تیر پایه، مسیر سقوط
تسلیم شدن، تسلیم، صرف نظرکردن از
نتیجه گرفتن، استنتاج کردن، منعقد شدن
مکث کردن، درنگ کردن، وقف
مرغک، وول خوردن، متلاطم شدن
ایست کردن، متوقف کردن، ایست دادن
مرغک، وول خوردن، متلاطم شدن
ترمز کردن، ترمز گرفتن، ترمز
ترمز کردن، ترمز گرفتن، ترمز
ترمز کردن، ترمز گرفتن، ترمز
تناوب داشتن، متناوب کردن، تناوب کردن
تناوب داشتن، متناوب کردن، تناوب کردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.