محلی را که در آن بودهاید ترک کردن و به سوی جایی دیگر به راه افتادن.
مثالهای طبیعی
Wir brechen morgen früh nach Hamburg auf.
فردا صبح زود راهی هامبورگ میشویم.
Die Wandergruppe ist vor Sonnenaufgang aufgebrochen.
گروه کوهنوردی پیش از طلوع آفتاب راه افتاد.
Wann wollt ihr zum Bahnhof aufbrechen?
چه زمانی میخواهید به سمت ایستگاه راه بیفتید؟
نکتهٔ کاربردی
در معنی راه افتادن، پرفکت با sein ساخته میشود: ist aufgebrochen. مقصد میتواند پس از nach، zu یا in بیاید.
درس کوتاه: aufbrechen
محلی را که در آن بودهاید ترک کردن و به سوی جایی دیگر به راه افتادن. در معنی راه افتادن، پرفکت با sein ساخته میشود: ist aufgebrochen. مقصد میتواند پس از nach، zu یا in بیاید.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «aufbrechen» مطابقت دارد؟
