مبلغ موردنیاز را فراهم کردن و توان پرداخت یا اختصاص دادن آن به هدفی مشخص را داشتن.
مثالهای طبیعی
Der Verein bringt das Geld durch Spenden auf.
انجمن پول را از راه کمکهای مالی تأمین میکند.
Für die Kaution konnte ich genug Geld aufbringen.
توانستم پول کافی برای ودیعه فراهم کنم.
Wie sollen wir die Reparaturkosten aufbringen?
چطور باید هزینهٔ تعمیر را تأمین کنیم؟
نکتهٔ کاربردی
Geld، eine Summe یا die Kosten مفعول آکوزاتیو است. فعل جداشدنی و بیقاعده است: brachte auf و hat aufgebracht.
درس کوتاه: aufbringen
مبلغ موردنیاز را فراهم کردن و توان پرداخت یا اختصاص دادن آن به هدفی مشخص را داشتن. Geld، eine Summe یا die Kosten مفعول آکوزاتیو است. فعل جداشدنی و بیقاعده است: brachte auf و hat aufgebracht.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «aufbringen» مطابقت دارد؟
