به صورتی که یک چیز مستقیماً روی چیز دیگر قرار گرفته باشد و با آن تماس داشته باشد.
مثالهای طبیعی
Die sauberen Teller stehen aufeinander.
بشقابهای تمیز روی هم قرار دارند.
Warum liegen die nassen Handtücher aufeinander?
چرا حولههای خیس روی هم افتادهاند؟
Auf dem Foto liegen drei Steine aufeinander.
در عکس، سه سنگ روی هم قرار گرفتهاند.
نکتهٔ کاربردی
aufeinander در معنی مکانی با فعلهایی مانند liegen یا stehen میآید. تغییر شکل نمیدهد و اینجا یعنی یکی روی دیگری.
درس کوتاه: aufeinander
به صورتی که یک چیز مستقیماً روی چیز دیگر قرار گرفته باشد و با آن تماس داشته باشد. aufeinander در معنی مکانی با فعلهایی مانند liegen یا stehen میآید. تغییر شکل نمیدهد و اینجا یعنی یکی روی دیگری.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «aufeinander» مطابقت دارد؟
