مدتی که فرد در مکان، شهر، مؤسسه یا کشوری مشخص میماند
مثالهای طبیعی
Während unseres Aufenthalts in Wien besuchten wir mehrere Museen.
در طول اقامتمان در وین از چند موزه دیدن کردیم.
Nach einem kurzen Aufenthalt im Krankenhaus konnte er nach Hause gehen.
پس از اقامت کوتاهی در بیمارستان توانست به خانه برگردد.
Der Aufenthalt im Ausland hat ihre Sprachkenntnisse deutlich verbessert.
اقامت در خارج از کشور مهارت زبانی او را بهطور محسوسی بهتر کرد.
نکتهٔ کاربردی
عبارتهای رایج شامل während des Aufenthalts و ein längerer/kurzer Aufenthalt هستند.
