شیئی را که روی زمین یا سطحی قرار دارد با دست برداشتن.
مثالهای طبیعی
Kannst du bitte meinen Stift aufheben? Er liegt unter deinem Stuhl.
میتوانی لطفاً خودکارم را برداری؟ زیر صندلی توست.
Mina hob eine Münze vom Gehweg auf.
مینا سکهای را از روی پیادهرو برداشت.
Nach dem Picknick haben wir den Müll aufgehoben.
بعد از پیکنیک زبالهها را از زمین جمع کردیم.
نکتهٔ کاربردی
در این معنی حرکت شیء از روی سطح به بالا مهم است. فعل مشخص نمیکند بعداً آن را نگه میداریم یا نه.

