با بررسی و تحقیق مشخص کردن اینکه رویدادی مبهم واقعاً چگونه رخ داده یا چه توضیحی دارد.
مثالهای طبیعی
Die Ermittlerin klärt den Diebstahl mithilfe einer Aufnahme auf.
بازپرس با کمک یک فیلم، ماجرای سرقت را روشن میکند.
Ein Anruf hat das Missverständnis aufgeklärt.
یک تماس تلفنی سوءتفاهم را برطرف کرد.
Können wir die Ursache des Fehlers gemeinsam aufklären?
میتوانیم با هم علت خطا را روشن کنیم؟
نکتهٔ کاربردی
در این معنی، موضوع مبهم مفعول آکوزاتیو است: einen Fall یا ein Missverständnis aufklären. پرفکت hat aufgeklärt است.
درس کوتاه: aufklären
با بررسی و تحقیق مشخص کردن اینکه رویدادی مبهم واقعاً چگونه رخ داده یا چه توضیحی دارد. در این معنی، موضوع مبهم مفعول آکوزاتیو است: einen Fall یا ein Missverständnis aufklären. پرفکت hat aufgeklärt است.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «aufklären» مطابقت دارد؟
