پایان دادن به فعالیت و موجودیت یک سازمان یا گروه، بهطوریکه دیگر به همان صورت وجود نداشته باشد.
مثالهای طبیعی
Die Mitglieder stimmten für die Auflösung des Vereins.
اعضا به انحلال انجمن رأی دادند.
Nach der Auflösung der Band spielten beide Musiker allein.
پس از انحلال گروه، هر دو نوازنده بهتنهایی اجرا کردند.
Warum wird über die Auflösung des Chors gesprochen?
چرا دربارهٔ انحلال گروه کر صحبت میشود؟
نکتهٔ کاربردی
سازمان موردنظر اغلب در گنتیو میآید: die Auflösung des Vereins. منظور پایان موجودیت سازمان است، نه لغو یک برنامه.
درس کوتاه: Auflösung
پایان دادن به فعالیت و موجودیت یک سازمان یا گروه، بهطوریکه دیگر به همان صورت وجود نداشته باشد. سازمان موردنظر اغلب در گنتیو میآید: die Auflösung des Vereins. منظور پایان موجودیت سازمان است، نه لغو یک برنامه.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Auflösung» مطابقت دارد؟
