aufpflegen
C2فعلمعالحجه کردن، درمان کردن، درمان نمودن
JadoLearn Dictionary
aufpflegen یعنی معالحجه کردن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
معالحجه کردن، درمان کردن، درمان نمودن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
داماد، چاروادار، شاه داماد
شوخی کردن، سخنان نیشدارگفتن، گورکن
ورد داشتن، گرفتن، استدن
معالحجه کردن، درمان کردن، درمان نمودن
معالحجه کردن، درمان کردن، درمان نمودن
دماغگرفتن، نالیدن، ناله کردن
ماتم داشتن، غصه دادن، محزون کردن
ترش، ترشمزه، ترشیده
ترش، ترشمزه، ترشیده
تغییرات اساسی دادن، انقلابی کردن، الهام کردن
سرچشمه، منبع، مایه
تلقیح کردن، شلخته وچاق، خوک ماده
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.