احساس هیجان همراه با بیقراری و تنش درونی، مثلاً هنگامی که رویدادی مهم یا ناآشنا در پیش است.
مثالهای طبیعی
Vor Aufregung vergaß ich meine erste Zeile.
از شدت هیجان، جملهٔ اولم یادم رفت.
Ihre Aufregung vor dem Vorstellungsgespräch war deutlich spürbar.
بیقراری او پیش از مصاحبهٔ شغلی کاملاً محسوس بود.
Hat deine Aufregung vor der Reise inzwischen nachgelassen?
آیا حالا هیجان و بیقراریات پیش از سفر کمتر شده است؟
نکتهٔ کاربردی
برای این احساس معمولاً مفرد به کار میرود، اغلب در vor Aufregung. میتواند با شوق یا نگرانی همراه باشد و همیشه خوشایند نیست.
درس کوتاه: Aufregung
احساس هیجان همراه با بیقراری و تنش درونی، مثلاً هنگامی که رویدادی مهم یا ناآشنا در پیش است. برای این احساس معمولاً مفرد به کار میرود، اغلب در vor Aufregung. میتواند با شوق یا نگرانی همراه باشد و همیشه خوشایند نیست.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Aufregung» مطابقت دارد؟
