Aufschlagen
B1اسممراجعه کردن، تماس، محل اتصال
JadoLearn Dictionary
Aufschlagen یعنی مراجعه کردن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
مراجعه کردن، تماس، محل اتصال
گرد گیری، کلاله یا دسته مو، مگس گیر
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
مراجعه کردن، تماس، محل اتصال
دیدن کردن، ویزیت، دیدار کردن
نزدی رفتن، نزدیک شدن، مراجعهکردن
پیش آمدن، رویدادن، پا دادن
آمدن
به همراه آوردن، آوردن، نشستن
به تدریجا کاهش یافتن
آمدن
لوازم کار، بعهده گرفتن، طناب وقرقره
عصا، قصب، باچوب زدن
عصا، قصب، باچوب زدن
عصا، قصب، باچوب زدن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.