کتاب، دفتر یا اثر چاپی مشابهی را باز کردن تا صفحهای مشخص از آن دیده و خوانده شود.
مثالهای طبیعی
Schlag bitte das Kochbuch beim Suppenrezept auf.
لطفاً کتاب آشپزی را از صفحهٔ دستور سوپ باز کن.
Im Zug schlug sie ihren neuen Roman auf.
در قطار، رمان تازهاش را باز کرد.
Hast du die richtige Seite im Atlas aufgeschlagen?
صفحهٔ درست را در اطلس باز کردهای؟
نکتهٔ کاربردی
این معنی با haben ساخته میشود: hat das Buch aufgeschlagen. میتوان بدون نام بردن کتاب، گفت eine Seite aufschlagen.
درس کوتاه: aufschlagen
کتاب، دفتر یا اثر چاپی مشابهی را باز کردن تا صفحهای مشخص از آن دیده و خوانده شود. این معنی با haben ساخته میشود: hat das Buch aufgeschlagen. میتوان بدون نام بردن کتاب، گفت eine Seite aufschlagen.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «aufschlagen» مطابقت دارد؟
