aufstellen
B1فعلارائه نمودن، حالی، معرفی کردن
JadoLearn Dictionary
aufstellen یعنی ارائه نمودن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
ارائه نمودن، حالی، معرفی کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
درشکه، کجاوه، کالسکه
ملتفت شدن، ادراک کردن، درک کردن
تاسیس کردن، تاسیس نمودن، جایگیر کردن
تاسیس کردن، تاسیس نمودن، جایگیر کردن
شامل کردن، بکار زدن، درخواست دادن
بشکل در آوردن، شکل دادن، شکل
اسلوبی کردن، غلنبه، قلنبه کردن
مارشال، ارتشبد، سرند
مارشال، ارتشبد
دستهکردن، زمره، هیات
دستهکردن، زمره، هیات
داخل معده کردن، درهیختن، در هیختن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.