بالا رفتن از جایی پایینتر به نقطهای بالاتر، بهویژه هنگام پیادهروی یا کوهنوردی در مسیر سربالا.
مثالهای طبیعی
Der Aufstieg zur Hütte dauert etwa zwei Stunden.
صعود تا پناهگاه حدود دو ساعت طول میکشد.
Während des Aufstiegs machen wir regelmäßig kurze Pausen.
هنگام صعود مرتب استراحتهای کوتاه میکنیم.
War der letzte Aufstieg für euch zu steil?
آیا صعود آخر برای شما بیش از حد پرشیب بود؟
نکتهٔ کاربردی
ترکیبهای رایج der Aufstieg zum Gipfel یا auf den Berg هستند. متضاد Abstieg و جمع Aufstiege است.
درس کوتاه: Aufstieg
بالا رفتن از جایی پایینتر به نقطهای بالاتر، بهویژه هنگام پیادهروی یا کوهنوردی در مسیر سربالا. ترکیبهای رایج der Aufstieg zum Gipfel یا auf den Berg هستند. متضاد Abstieg و جمع Aufstiege است.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Aufstieg» مطابقت دارد؟
