با هدف گفتوگو، مشورت یا دریافت کمک، بهطور مشخص نزد فردی رفتن و به او مراجعه کردن.
مثالهای طبیعی
Für die Studienplanung suche ich eine Beraterin auf.
برای برنامهریزی تحصیلی به یک مشاور مراجعه میکنم.
Nach dem Umzug suchte er seinen neuen Hausarzt auf.
پس از اسبابکشی، نزد پزشک خانوادهٔ جدیدش رفت.
Wen hast du wegen der beschädigten Geige aufgesucht?
برای ویولن آسیبدیده به چه کسی مراجعه کردی؟
نکتهٔ کاربردی
شخص مورد مراجعه مستقیماً در آکوزاتیو میآید: einen Berater aufsuchen. این فعل از besuchen رسمیتر و هدفمندتر است.
درس کوتاه: aufsuchen
با هدف گفتوگو، مشورت یا دریافت کمک، بهطور مشخص نزد فردی رفتن و به او مراجعه کردن. شخص مورد مراجعه مستقیماً در آکوزاتیو میآید: einen Berater aufsuchen. این فعل از besuchen رسمیتر و هدفمندتر است.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «aufsuchen» مطابقت دارد؟
