معنی ۱neutral · 80%
روحیه و نیرو دادن
مثالهای طبیعی
Das Lob der Trainerin gab ihr neuen Auftrieb.
تعریف مربی به او روحیهٔ تازهای داد.
Die Investitionen sollen der regionalen Wirtschaft Auftrieb geben.
قرار است سرمایهگذاریها به اقتصاد منطقه رونق بدهند.
Schon ein kleiner Erfolg kann dem Projekt wieder Auftrieb geben.
حتی موفقیتی کوچک میتواند دوباره به پروژه جان بدهد.
نکتهٔ کاربردی
روحیه و نیرو دادن
