معنی ۱neutral · 80%
نیروی شناوری؛ روحیهٔ تازه
مثالهای طبیعی
Der Auftrieb hält das schwere Schiff an der Wasseroberfläche.
نیروی شناوری کشتی سنگین را روی سطح آب نگه میدارد.
Die guten Zahlen gaben dem Markt neuen Auftrieb.
آمار خوب به بازار جان تازهای داد.
Dem Team fehlte nach der Niederlage jeder Auftrieb.
تیم پس از شکست هیچ انگیزه و شتابی نداشت.
نکتهٔ کاربردی
نیروی شناوری؛ روحیهٔ تازه
